پیش نیازهای رشد روابط عمومی در ایران
پیش نیازهای رشد روابط عمومی در ایران
پیش نیازهای رشد روابط عمومی در گفتگو با پروفسور یحیی کمالی پور مطرح شد.
«روابط عمومی بینالملل»؛ مفهومی که اگرچه این روزها زیاد به گوش میخورد و زیاد هم بر سر در روابط عمومیهای نهادها و سازمانهای دولتی و خصوصی به چشم میخورد اما به نظر میرسد شناخت خاصی از مختصات آن وجود ندارد و گویی ارادهای هم بر عملیاتی کردن ظرفیتهایش وجود ندارد؛ چرایی عملیاتی نشدن روابط عمومی بینالمللی در ایران به واقع چیست؟ چگونه است که با وجود رواج عبارت «روابط عمومی و امور بینالملل»، روابط عمومیهای ما هنوز هم از کارکردهای روابط عمومی بینالمللی غافلند و اگر هم اطلاع دارند، چندان در عملیاتیکردن این ظرفیتها نمیکوشند؟ مگر میتوان از روابط عمومی سخن گفت و از «روابط عمومی بینالمللی» غافل بود؟ از آن مهمتر مگر میتوان در عصری که عصر ارتباطات و اطلاعات نام گرفته است، روابط عمومی را تنها در حصار تنگ مرزهای جغرافیایی محدود کرد و روابط عمومی را تنها ملی دید و نه بینالمللی؟ همه اینها پرسشهایی است که با پروفسور یحیی کمالیپور رییس دپارتمان ارتباطات، مدیر مرکز مطالعات جهانی، مؤسس و سردبیر نشریه گلوبال میدیا، مؤسس و مدیر انجمن ارتباطات جهانی دانشگاه پوردو، ایالات متحده آمریکا در میان گذاشتهایم. متن کامل گفتوگو با پروفسور یحیی کمالیپور را در ادامه میخوانید:
جناب استاد کمالیپور به عنوان فردی که سالها در حوزه مدیریت روابط عمومی و تدریس دروس تخصصی ارتباطات کار کردهاید، چه تلقیای از مفهوم «امور بینالملل» که همواره در کنار «روابط عمومی» میآید دارید؟ زیرا همانطور که میدانید پسوند «امور بینالملل» در کنار عنوان روابط عمومی در بیشتر شرکتها و سازمانهای دولتی و خصوصی ایران به چشم میخورد اما به نظر میرسد که شناخت خاصی درباره کارکردهای این مفهوم وجود ندارد.
از دیدگاه من، روابط عمومی میتواند در اکثر عرصههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، و میان فرهنگی فعالیت کند و تاثیرگذار باشد. امور بینالملل به مجموعهای از فعالیتهای یک سازمان، شرکت یا نهاد گفته میشود که در حوزه جغرافیایی خارج از قلمرو کشور محل فعالیت و به منظور تبادل اطلاعات بین کشورها و آشنایی با فرهنگها در جهت تقویت و توسعه روابط صورت میگیرد. بسته به اینکه سازمان یا نهاد مفروض چه نوع خدماتی ارایه میکند، طبیعتا نوع و شکل این فعالیتها در حوزههای داخل و خارج ازکشور متفاوت است.
- به نظر شما چرا مفهومی به نام
«امور بینالملل» در کنار روابط عمومی آمده است و در دل بخش دیگری از سازمان نرفته است؟ به عبارت دیگر نسبت روابط عمومی با «امور بینالملل» از نظر شما چیست؟
سوال جالبی است. میتوان پرسید که چرا برخلاف جدایی روابط عمومی، تبلیغات، و بازیابی در کشورهای پیشرفته، در ایران آنها عملا در هم ادغام شدهاند؟ من دقیقا نمیدانم چه روند تاریخی در ایران منجر به قرارگرفتن پسوند «امور بینالملل» در کنار نام «روابط عمومی» شده اما به نظرم با توجه به توسعه حوزه فعالیت «روابط عمومی» به خصوص درسالهای اخیر و نیزمتفاوت بودن زمینه کاری «امور بینالملل» بهتر است این دومقوله از هم تفکیک شود. یعنی سازمانها و نهادها دو بخش جداگانه را به این دو موضوع اختصاص دهند و آن دو را در هم ادغام نکنند. تجربه نشان داده که ادغام این دو در یکدیگر، اغلب منجر به حذف تدریجی و کمرنگ شدن حوزه روابط بینالملل در پویایی روابط عمومی میشود.
- همانطور که میدانید «امور بینالملل» عملا در ایران تنها به یک عنوان صرف محدود شده است و روابط عمومیها فعالیت چندانی در این خصوص صورت نمیدهند؛ فکر میکنید علت این موضوع چیست؟
اشاره کردم که به دلیل پویایی حوزه روابط عمومی، اغلب اوقات روابط بینالملل به تدریج کمرنگ میشود و در سایه روابط عمومی قرار میگیرد. ضمن اینکه به نظر میرسد خیلی از سازمانها یا نهادهای مربوطه هم برنامه یا استراتژی مشخصی برای گسترش فعالیتهای خود در خارج از مرزها ندارند.
از سوی دیگر، مفاهیمی که در حوزه روابط عمومی ارایه میشود، دربرگیرنده فعالیتهای درون و برون سازمانهاست و ربط چندانی به قلمرو خارجی ندارد. امور بینالملل یک شاخه جداگانه است که به خصوص در عصرحاضر، به دلیل توسعه ابزار ارتباطی و برداشته شدن بسیاری از مرزهای تعریف شده و نیز با توجه به پیدایش و رشد روابط عمومی الکترونیک، مفهوم تازه و قلمروی بازتری پیدا کرده و امکان رشد و توسعه سازمانها در این زمینه فراهمتر از گذشته شده است.
- فکر میکنید تحقق اهداف «امور بینالملل» در سازمانهای دولتی امکان پذیرتر است یا شرکتها و نهادهای خصوصی؟
طبیعتا نهادهای خصوصی چون قید و بندهای دولتیها را ندارند و در فضای آزادتر و مستقلتری فعالیت میکنندو میتوانند راحتتر از نهادهای دولتی در امور بینالملل فعالیت کنند؛ البته به شرط آنکه فعالیت آنها به قید و بندهای سیاسی محدود نشود.
- به نظر شما «روابط عمومی بینالمللی» به عنوان یکی از شاخههای روابط عمومی، چه ویژگیها و مختصاتی دارد؟
مهمترین ویژگی روابط عمومی بینالمللی از نظرمن، موضوع زبان خارجی است. کارکنان این بخش باید حداقل به دو زبان بهخصوص انگلیسی مسلط باشند تا بتوانند اهداف نهاد مربوطه را پیش ببرند. روابط عمومی بینالمللی بدون لحاظ این فاکتور نمیتواند آن طور که باید و شاید موفق باشد. ویژگی بعدی، استفاده از ابزار پیشرفته ارتباطی و لازمههای آن است؛ یعنی کارکنان این بخش باید هم «امکانات» ارتباط الکترونیک و مجازی را داشته باشند و هم «توان و دانش» استفاده از آن را دارا باشند. ویژگی بعدی امکان برقراری ارتباط به صورت آزادانه و با کمترین محدودیتهای ممکن است؛ این محدودیتها ممکن است در ابعاد مختلف باشد: از محدودیت در برخورداری از وسایل و ابزار لازم گرفته تا محدودیت در برقراری ارتباط با نقاط مختلف دنیا، مثلا به دلیل ملاحظات سیاسی.
- آیا این ویژگیها تاکنون در ایران پیادهسازی و عملیاتی شدهاند؟
مسلما در سالهای اخیر به دلیل توسعه کاربری ابزار نوین ارتباطی و استفاده از آنها در روابط عمومی و بهخصوص با رشد روابط عمومی الکترونیک، زمینههای ابتدایی برای عملی شدن ویژگیهای روابط عمومی بینالملل فراهم شده اما به نظر میرسد تا بلوغ کامل آن راه زیادی در پیش است.
- تا چه حد به آینده روابط عمومی بینالمللی در ایران و حضور قدرتمندش در مناسبات ارتباطی خوش بین هستید؟ مناسباتی مثل ارتباط با سازمانها و نهادهای بینالمللی و یا کار ارتباطی در سایر نقاط جهان و روی افکار عمومی کشورهای هدف؟
استعداد و هوشمندی جامعه ایرانی و به خصوص جوانان در این عرصه مرا امیدوار نگه داشته است اما بازهم تاکید میکنم لازمه اصلی رشد روابط عمومی، جداسازی آن ازحوزههای امور بینالملل، تبلیغات، و بازاریابی است. اگرچه این حوزهها به هم پیوسته و لازم و ملزوم یکدیگر هستند ولی باید در چارچوبهای تعریف شده علمی و حرفهای خودشان انجام وظیفه و در صورت نیاز استراتژیهای خودشان را با هم هماهنگ کنند. در رابطه با تاثیرگذاری روی افکار عمومی جهان، بهترین گزینه استفاده از مهارتهای تخصصی همه این حوزهها و استفاده بهینه از رسانههای جمعی، توسعه صنعت توریست و جذب گردشگران جهانی و دیدگاههای واقعبینانه و نوین سیاسی و اقتصادی است.
به پایگاه اطلاع رسانی-دانشجویان کارشناسی (ترمی)روابط عمومی دانشگاه جامع علمی-کاربردی فرهنگ و هنر واحد1 مازندران خوش آمدید.