اربعین حسینی

بيستم ماه صفر در تاريخ، به عنوان اربعين حسيني مشهور شده است. در برخي از روايات به بزرگداشت اين روز اشاره شده است. در حديثي از امام حسن عسكري زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه‌هاي مؤمن شمرده شده است. «اربعين» در منابع، بيشتر به دو رويداد اشاره دارد:

1-   روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه؛

2-   روزي كه جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين(ع) مشرف شد.

  اما در اينكه در اين روز اسراي كربلا به كربلا رسيده باشند، ترديدي جدي وجود دارد.

  شيخ مفيد در «مسار الشيعه» آورده است:

 «روز اربعين، روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين(ع) وارد كربلا شد».

ادامه نوشته

تسلیت اربعین

دیده خونبار دارد آسمان کربلا
هست تا در انتظار کاروان کربلا
روز و شب در انتظار مقدم آل علی ست
تشنه کامی ها به دشت بیکران کربلا
اربعین حسینی تسلیت باد

وقایع روز ششم محرم الحرام

 روز ششم

    1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.

    2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.

    امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم... .

    در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" مي‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:

    قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا

    اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

    "حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."

    سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.

    حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"14 

وقايع روز دوم محرم الحرام

وقايع روز دوم محرم الحرام  ( روز دوم محرم - سال 61 هجرى قمرى )

وقايع روز دوم محرم الحرام,اتفاقات روز دوم محرم,ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا

ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا.

امام حسین علیه السلام پس از آن که با دعوت مردم کوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصمیم به هجرت از مکه به سوى کوفه گرفت .

با این که برخى از آشنایان و بزرگان مدینه ، مانند محمد حنفیه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به کوفه بر حذر کرده بودند و با دلایلى چند، تلاش کردند که وى را منصرف کنند، با این حال امام حسین علیه السلام سفر به کوفه را براى خویش تکلیف فرض ‍ کرد و به آن اقدام نمود.

امام حسین علیه السلام در ماه ذى حجه سال 60 قمرى به قصد کوفه ، از مکه خارج گردید. قافله امام حسین علیه السلام پس از رسیدن به سرزمین عراق ، در منزلگاه ((شراف )) با سپاه یکهزار نفرى حر بن یزید ریاحى که از سوى عبیدالله بن زیاد براى تعقیب و یا نبرد امام حسین علیه السلام ماءموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس ، مسیر تاریخ به سوى دیگر کشیده شد.

حر بن یزید که در پى نامه هاى روزانه عبیدالله ، امام حسین علیه السلام را کنترل کرده و در مراقبت کامل خویش داشت ، بنا به فرمان عبیدالله بن زیاد، آن حضرت را از مسیر اصلى به صحراى خشک و غیر آباد کشانید. تا این که در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمین کربلا، راه را بر امام حسین علیه السلام بست و از ادامه حرکت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد. امام حسین علیه السلام همین که متوجه شد، آن سرزمین ، کربلا است ، فرمود :اللهم انى اعوذبک من الکرب و البلاء

 پس فرمود: این موضع کرب و بلاء و محل محنت و عنا است ، فرود آئید که اینجا منزل و محل خیام ما است . این زمین جاى ریختن خون ما است و در این مکان واقع خواهد شد قبرهاى ما. خبر داد مرا جدم رسولخدا (ص ) باینها. پس در آنجا فرود آمدند. دستور داد آن جا خیمه گاه و منزلگاه دایمى خویش قرار دهند. چون آن حضرت پیش از این از جدش محمد صلى الله علیه و آله و سلم و پدرش امیرمؤمنان علیه السلام شنیده بود که محل شهادتش در کربلا است

وقايع روز دوم محرم الحرام,اتفاقات روز دوم محرم,ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا

 وقايع روز دوم محرم الحرام, روز دوم محرم

در این روز امام علیه‏السلام به اهل کوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه ـ که مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم کوفه شود. اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:

"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ؛

خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی."

اهمیت حفظ آداب و سنن ملی

اهمیت حفظ آداب و سنن ملی

 

بعضی ازآداب، و رسوم درملتهای کهن سال چنان ریشه دوانیده، و رسوخ کرده است، که با تحولات بزرگ اجتماعی نیز پایدار می‌ماند، و حتی وقتی که علت ایجاد آن رسم، و عادت نیزازمیان رفته، یا فراموش شده، برای بقای خود، بهانه یا علت دیگری می‌یابد.

موارد و مثالهائی که برای بیان این معنی، و تائید این دعوی هست، آنقدر فراوانست، که ذکر آنها صفحات بسیاری راپر خواهد کرد. بتکده ها، آتشکده یا پرستشگاه مهر میشود. پرستشگاه، به کلیسا، و کلیسا به مسجد تبدیل می‌گردد. مردمانی که درناحیه معینی ساکن بوده اند، عادت داشته اند، که درجای معینی عبادت کنند. آنجا عبادتگاه ایشانست. آداب عبادت به حسب مذاهبی که پذیرفته اند، یا برایشان تحمیل شده است تغییر می‌پذیرد. اما جای عبادت همانجاست، که بود. بیشتر کلیسا‌های معروف، و مهم مسیحی، دراروپای شرقی، و مرکزی، درست در همانجا‌ها که بتکده کافران بوده، بنا شده است.

 

ادامه نوشته

» شهادت مولا امیر المومنین تسلیت باد

باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود 
آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود 
پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود 
جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار 
شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد. 

صرفاً جهت اطلاع

تصوير عمر مختار در سن 73 سالگي که توسط ارتش ايتاليا پس از 20 سال مقاومت مسلحانه جانانه ،دستگير و مدت کوتاهي پس از آن اعدام شد. او به عنوان نماد مقاومت در ليبي به شمار مي رود و تصوير او روي 10 ديناري ليبيايي چاپ شده است.

افسانه تاریخی پل ورسک(پل پیروزی)

هنگامی که در سال 1316 عملیات ساخت پل ورسک بر روی دره ی 110 متری ورسک توسط شرکت کامپساکس به پایان رسید هیچ کس باور نمیکرد که قطار از روی آن بگذرد یا جرات دیدن آن را نداشت.رضا خان برای اینکه از استحکام پل اطمینان حاصل کند فرمان داد تا معمار پل ((پت رسن))مهندس آلمانی همراه با زن و بچه اش بر زیر این پل بنشیند تا قطار از روی آن بگذرد.((پت رسن)) مانده بود چه کند.قطعا با خود میگفت :«گیر بد سیاستمداری افتادم! از طرف دیگر برای اینکه سر افکنده نشود پذیرفت.او زیر پل همراه با زن و دخترش نشست.سران مملکتی در جای مخصوص خود نشسته بودند و مردم در پشت سر آنها.قطار سراسری از سه خط طلا به صورت مار پیچ خورده خم و راست می شد.از دوگل گذشت.نزدیک قلعه ی (چهل در)قطار از حرکت ایستادو تعجب همگان را بر انگیخت.راننده ی قطار دیگر جرات راندن نداشت ترس او را فرا گرفته بود.کارگری که زغال را در کوره می ریخت پذیرفت که قطار را براندـو راندـقطار حرکت کرد.زیر قلعه ی (چهل در) رسید.به یاد ساکنان قلعه ی ساسانیان سوتی زد.تپش قلبها به شماره افتاد.قطار به سلامت از پل عبور کرد.سران مملکتی دست زدندـزنان محلی اسپند دود کردند.دامداران گوسفند و گاو سر بریدند.نزدیک هفتاد سال از استواری این پل می گذرد و باز هم خواهد گذشت.
می گویند:نام پل را چون نام دختر مهندس آلمانی (پت رسن)ـ((ورسک))بودـپل ورسک گذاشتند.اما واقعیت این است که در بالا دست این پل روستایی قرار داشت که نام آن ورسک بود.
لازم به ذکر است در بدنه ی پل سمت چپ سه وازه ی:خداـ شاه ـ میهن به رنگ قرمز نوشته شده بود که بعد از انقلاب واژه شاه برداشته شد .
پل ورسک حدود ۷۵ سال پیش در شهرستان سوادکوه استان مازندران ساخته شد. از شگفتی‌های ساخت این پل عدم استفاده از هیچ سازه فلزی در ساخت آن است. این پل در مسیر راه آهن سراسری شمال - جنوب و در ارتفاع ۱۱۰ متری از ته دره با دهانه ۶۶ متری و با وسایلی ابتدایی ساخته شد. این پل دو كوه عظیم و سخت‌گذر عباس‌آباد را به هم متصل می‌کند.
ساخت پل ورسک از اواسط آبان سال ۱۳۱۳ آغاز و افتتاح رسمی آن روز ۵ اردیبهشت ۱۳۱۵ انجام شد. هزینه احداث پل ورسک ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار ریال اعلام شد. 
با گذشت حدود ۷۵ سال از ساخت پل ورسک، قطار تهران - ساری هر روز دو بار از روی این پل می‌گذرد. قطارهای گرگان و قطارهای باربری و سوختی نیز، از روی پل ورسک می‌گذرند. پل ورسک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار مهندسی راه آهن ایران به ثبت ملی رسیده‌است. 

» هنر پیش از تاریخ    

برای درک هنر پیش از تاریخ و آشنایی با نحوه ی حضور و نشانه ی هنر در دورانهای اولیه و پیدایش بشر باید به دوره ی پارینه ی سنگی بازگردیم.  

دوره ی پارینه ی سنگی:به چهل هزار تا ده هزار سال پیش از میلاد مربوط می شودِ.یعنی دوره ای که به تدریج بشر برای زندگی دسته جمعی و تشکیل اولین اجتماعات مهیا میشود و نخستین تجربیات را در ساخت ابزار و سلاح های ابتدایی به دست می آورد.       از آثار به جای مانده از آن دوران نقاشی ها و کنده کاری هایی بر دیواره و سقف غارها به جای مانده است که با استفاده از ابزارها و وسایل ابتدایی کار شده است.همچون کنده کاری روی سنگ با استفاده از دوده ی زغال یا سوخته ی استخوان مخلوط با چربی جانوران و یا رنگدانه های کانی گل افرا و خاک سرخ.  قدیمیترین آثار به جای مانده به حدود بیست هزار سال پیش از میلاد میرسد که عموما مستقل بود بر شکلهای انتزاعی و مختلط بسیار ساده از پیکره آدم که در حال شکار جانوران است یا رقص دسته جمعی مردان و زنان یا گله هایی چون گاومیش و بز کوهی و گوزن. در حدود دوازده هزار سال پیش از میلاد در زمینه بازنمایی تصویر و دقت در مشاهده یا در واقع دستیابی به نوعی واقع گرایی در ترسیمات پیشرفت بزرگی حاصل شد.شاهد این مدعا غار باستانی آلتامیرا در شمال اسپانیا آثار شکوفه خون در گوم فرانسه به دست آمده همچنین نقاشیهای خارق العاده به طور اتفاقی در غار لاسکو در فرانسه کشف شد که کمک زیادی در شناخت هنر این دوران کرد.این نقاشی ها معمولادر انتها و عمق غارها وجود دارد و لذا بسیاری بر این عقیده اند هدف از ترسیم این نقوش نه به جهت تزیین بلکه به این دلیل بوده است که انسان برای آنها خواص جادویی قاِیل بوده.در واقع انسان پیش از تاریخ سعی داشت با محدود کردن جانوران در چارچوب یک تصویر او را تابع قلمرو شکار خویش کند.از این رو چنین به نظر میرسد که توجه به یک تصویر خاص و نمایاندن یک پیکره خاص فی نفسه هدف ترسیم کنندگان بوده است.  عقیده بر این است که انسان نخستین با ترسیم این جانوران مرگ آنها را طلب میکرد.معمولا در وصف نقاشیها و کنده کاریهای این دوران گفته میشود که آثار جنبه ی جادویی داشته است.

مقاله ایی در رابطه با سلسله مادها

یک مطلب درباره جنگ گومر مریان
ادامه نوشته

گوتی ها

به جز لولوبی ها اقوام دیگری در ایران زندگی میکردند به نام گوتی ها...
گوتی ها

واژه گوتی در هزاره سوم و دوّم پیش از میلاد به یک گروه نژادی معین اطلاق می شده است که در شرق و شمال غربی لولوبی هاو احتمالاًدر آذربایجان کنونی ایران و کردستان زندگی می کرده اند . اسناد تاریخی نشانگر این است که در هزاره اول پیش از میلاد ،همه اورارتوها و ماناها و مادها را گوتی میگفتند و تنها در کتیبه های سارگن دوّم ،مادهای ایرانی زبان ،از گوتی ها ،مشخص وممتاز گشته اند . احتمالاًگوتی ها به زبان مستقلی سخن می گفتند که تا اندازه ای با زبان گروه ایلامی ها و لولوبی ها و کاسی ها که در نواحی زاگرس زندگی می کردند قرابت و نزدیکی داشته اند . با تحقیقاتی که ازطرف دانشمندان صورت گرفته این امر روشن شده است که ظاهربعضی از مردمانی که در عصر حاضر بویژه در آذربایجان زندگی می کنند با تصاویر و مجسمه هایی که از لولوبی ها و گوتی ها به جای مانده است کم وبیش مطابقت می نماید . اقوام مذکور در حدود هزاره چهارم پیش از میلاد نخستین موج از مهاجرینی بودند که به سرزمین غربی ایران روی آورده اند که بیشتر دانشمندان آنها را آزیاتیک ( آسیایی ) نام نهاده اند ،تا از سایر امواج قومی ممتاز باشند . منشأ این اقوام احتمالاً جنوب دشت های روسیه و سیبری بوده است .

در دورههای بعد آنوبانی نیرا از پادشاهان گوتی ها دانسته ،او را شهریار شهر کوشه و یا کوتا شمردهاند و در افسانه های بابلی که حاکی از وحشت و ترس مردم بابل از جمله اقوام گوتی است ،آنوبانی نی را بصورت جانوری عجیب رسم کرده اند (در الواح هفتگانه آفرینش).

حمله اقوام گوتی به بین النهرین نخستین هجومی است که تاریخ آسیای غربی کهن از آن یاد کرده است .پیروزی گوتیان بر دشمنان به قدری بر آنها گران آمده است که اوتوهگال پادشاه شهر اوروک در کتیبه خود این اقوام را «مار گزنده کوهستان و متجاوز به حریم خدایان »نامیده است که سلطنت سومریان را به کوه های دوردست بردند وسراسر سومر را کینه و دشمنی افکندند ،علی رغم این نوشته می توان چنین استنباط نمود که عملاًنقش گوتی ها برای مردم اکد در عین حال آزادی بخش و پر ثمر بوده است .زیرا در آن زمان قشر خاصی از حاکمان محلی بین النهرین با در نظر گرفتن منافع خودشان،با زور و اجحاف به فکر کسب ثروت و قدرت و استثمار مردم بودند .

بنابر این اختلاف شدیدی بین توده های مردم با قشر حاکم بوجود آمده واین اختلافات درون جامعه ،در مردم تنفرو انزجاری شدید نسبت به حاکمان محلی خود ایجاد نموده و عملاًمردم بین النهرین بدون هیچ گونه مقاومت گرایش بیشتری نسبت به گوتی ها پیدا کردند . به خاطر این مهّم بود که در زمان حمله نهایی گوتی ها به به آن سرزمین اکثریت مردم بین النهرین هیچ گونه دفاعی از رهبران خود نکرده وحاضر نشدند به خاطر حفظ منافعِقشر حاکم ،با گوتی ها بجنگند و به این ترتیب احتمالاً با جان ودل به حاکمیت ایرانی ها تن در دادند .به هر حال گوتی ها در حملات مکرر خود به بین النهرین موفق شدند دوسلسله بزرگ بابل را منترض کنند اوّل سلسله ای که سارگن تأسیس نموده بود دوّم سلسله ای که بنام سومین سلسله اور مشهوربود. 

چنین احتمال می رود که گوتی ها نیز همچون لولوبیها از اقوام آزیاتیک (آسیایی) بوده اند، یعنی نخستین موج از مهاجرین مرکز آسیا، که آثار بدست آمده از آنها چگونگی وضع ظاهری و نژادی این قوم را روشن می کند. بنابراین جدولی که در شهر نیپور (1) کشف شده، معتقد ترین و بزرگترین پادشاه گوتی ها آنری داپی زیر(2) نام داشته و ****و حکومت خود را وسعتی فوق العاده داده است.

آخرین پادشاه گوتی ها تیریگان ،چهل روز بیشتر سلطنت نکرده و بدست او توهگال پادشاه شهر ارخ(سومر) از پای درآمده است.

از یادداشت های تاریخی چنین برمی آید که بعد از 125 سال دست گوتی ها از بابل کوتاه شده و پس از بازگشت این اقوام به مسکن اولیه خود یعنی منطقه زاگرس قدرت اولیه خود را احتمالاً از دست داده و با اقوام دیگر هند و ایرانی که در آغاز هراره دوّم پیش از میلاد به منطقه فوق آمده بودند ترکیب شده و ساکنین آن ناحیه را بوجود آورده اند.

پیرامون مذهب گوتی ها اسناد زیادی در بین نیست، یکی از سلاطین گوتی ها به نام لاسیراب کتیبه ای به خط و زبان بابلی از خود به جای گذاشته و در این کتیبه از خدای گوتیوم و ایشتاروسین ،خدایان بابل در خواست کرده است که آن کتیبه را از فساد نگهدارد.

از آثار باقیمانده چنین پیداست که یکی از پادشاهان این قوم یعنی «لاسیراب» مقداری اسلحه نذر خدای خود کرده است و این تقلیدی از رسم کهن بین النهرین می باشد .

تاریخ لولوبی ها

لولو بی ها

اولین کسانی که در ایراتن زندگی می کردند آریایی ها نبودند!!!

  لولوبی ها

لولوبی ها یا لولوها که آنها را اجداد لورها نیز شمرده اند، اقوامی بودند که در زهاب (کرمانشاه) و شهر زور و سلیمانیه و ارومیه مسکن داشتند، قدیمی ترین اسنادی که در باب این طایفه در دست است یکی کتیبه نارامسین میباشد که در حدود 2500 سال پیش از میلاد نوشته شده است. بنابر خود کتیبه و بنا بر نظریه ژ.دمرگان، پادشاه مقتدر شوتروک ناحونته در حوالی سال 1200 پیش از میلاد این سنگ یادبود تاریخی را که در شهر سیپ پار (نزدیک بابل) بوده بدست آورده و به نشانه پیروزی خود آنرا به پایتخت خویش (شوش) انتقال داده و بر روی آن سنگ یادبود، شرح این غلبه را به زبان ایلامی افزوده است. نارامسین در این سنگ شرح لشگرکشی و غلبه خود را بر اقوام لولوبی و سایر طوایف که در اطراف دجله و دیاله مستقر بودندبیان نموده است.

سند دوم راجع به لولوبی ها، نقش معروف آنوبانی نی پادشاه آنهاست که در ناحیه زهاب باختران واقع شده است. در این اثر مهم تاریخی که به استل آنوبانی نی نیز معروف میباشد، شاه در حضور الهه ایشتار که او را بر دشمنان پیروزی بخشیده است، ایستاده و پا را بر تن دشمنی که بر زمین افتاده نهاده است (البته طرز لباس و زینت جامه شاه و الهه بخوبی نمایان است). الهه ایشتار نیزه ای به دست گرفته و بر آن تکیه کرده و در دست دیگر طنابی گرفته و میخواهد به گردن یکی از اسیران ببندد. اسیران هم برهنه بوده و دست هایشان را از پشت بسته اند و آنها را بوسیله حلقه ای که از لبشان گذرانیده شده مثل حیوانات مهار کرده اند. ترجمه خطوط که روی این استل نوشته شده چنین است:

«آنوبانی نی پادشاه توانا، پادشاه لولوبی، نقش خود و نقش الهه ایشتار را در کوه باتیر رسم کرده، آن کس که این نقوش و این لوح را محو کند به نفرین و لعنت آنو، آنوتوتم، بل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رود...»

گذشته از این کتیبه، اشاره ای که به نام لولوبی شده در قراردادهای سلسله دوم پادشاهان شهر اور است که در سال 1894.م در تل براک کشف گردید و تعداد زیادی از این الواح از همان سالی است که پادشاه اور ولایت شمیروم و لولوبی ها را غارت کرد، این دو شهر را همیشه با هم ذکر میکنند. در رابطه با شمیروم، لوح مشهورتری به نام لوح نیفر در دست است. با توجه به اثر فوق، معلوم میشود پادشاه اور که مکرر ولایت شمیروم را ویران کرده، اینه سین نام داشته و همین پادشاه کشور را نیز به تصرف خود در آورده است. در قصه خدای طاعون که لوح آن کشف شده است، نام ولایات ذیل دیده میشود: تاندیم، سوماشتو، آشورو، الامو، کاشو، گوتو، لولوبو.

حکام لولوبی ها در زمان نارامسین در تنگه قراداغ که امروز معبر پاگان خوانده میشود و در جنوب شهر زور با سپاه بابلی جنگیدند و نارامسین آنها را به سختی شکست داد و به یاگار این پیروزی شرحی در دامنه آن تنگه حجاری نموده اند (بین راه سلیمانیه و رباط).