حکایت گاو و گوسفند
پای گاو میشکنه، طوری که دیگه نمی تونست بلند شه، صاحب گاو دامپزشک میاره و دامپزشک بعد از معاینه میگه اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش بایسته گاو رو بکشید.
گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو و میگه بلند شو، بلند شو!.. گاو
هیچ حرکتی نمیکنه... روز دوم گوسفند دوباره میره پیش گاو و اصرار میکنه بلند شو، باید رو پات بایستی...
گاو تلاش میکنه اما نمیتونه روی پا بایسته... روز سوم دوباره گوسفند میره پیش گاو
و میگه سعی کن پاشی وگرنه اگه امروز تموم بشه و نتونی رو پات بایستی بنا به گفته
دامپزشک کشته میشی
.گاو با هزار زور و زحمت پا میشه..صبح روز بعد صاحب گاو وقتی در
طویله باز میکنه و میبینه که گاو رو پاش وایساده از خوشحالی فریاد میزنه: گاو رو
پاش وایساده جشن میگیریم ...گوسفند رو بکشید.نتیجه اخلاقی:خودتو نخود هر آشی نکن
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:27 توسط آقای رحمانی
|
به پایگاه اطلاع رسانی-دانشجویان کارشناسی (ترمی)روابط عمومی دانشگاه جامع علمی-کاربردی فرهنگ و هنر واحد1 مازندران خوش آمدید.