قدرترسانهها و سوءاستفاده از آنها در سطوح ملي و بينالمللي :
قدرترسانهها و سوءاستفاده از آنها در سطوح ملي و بينالمللي :
تسلط بر رسانهها و خبرگزاريها، قدرت عظيم و فوقالعادهاي را در اختيار بازيگران عمدة صحنة سياست يعني دولتها قرار داده است؛ به گونهاي كه به خوبي با به كارگيري اهرمهاي خبري و اطلاعاتي توانستهاند به تغيير باورها و نگرشهاي جمعي و يا شكلدهي به افكار عمومي داخلي يا خارجي اقدام كنند سوءاستفادههاي گروهي از حكومتهاي قدرتمند از ظرفيتهاي بالاي رسانهاي، ميتواند منجر به بروز پديدهاي در سطوح ملي يا بينالمللي شود كه ميتوان آن را “استبداد اطلاعاتي” (Information Despotism) ناميد. استبداد اطلاعاتي در واقع شكل تازهاي از استبدادهاي سنتي است كه در قالبهاي نظامي و سياسي جلوهگر ميشدند. بدين ترتيب ميتوان ادعا كرد كه تلاشهاي آزاديخواهان جهان و مبارزان ضداستبدادي هنوز به پايان نرسيده است و راه درازي تا محو استبداد به ويژه در قالب جديد آن يعني “استبداد اطلاعاتي” باقي است.
امروز بحث از امپرياليسم خبري، تراستهاي اطلاعاتي، كارتلهاي رسانهاي، و يا استعماره فرهنگي به ويژه در پرتو انقلاب اطلاعاتي، رواج گستردهاي پيدا كرده است. بايد يادآوري كرد كه خبرگزاريهاي عمدة دنياي غرب همانند ديگر نهادها و نگرشهاي غربي، در بطن زمينههاي تاريخي استعمار به وجود آمدهاند و اساساً رفتارها، عملكردها و مباني فكري آنها ماهيت غربي دارد. حتي ساختارهاي فني، منافع اقتصادي و ادبيات حاكم بر آنها نيز از متن فرهنگ غرب نشأت گرفته است. اين در حالي است كه كشورهاي در حال توسعه همچنان اطلاعات و اخبار جهاني مورد نياز خود را از طريق همين خبرگزاريها كسب ميكنند. در واقع اِعمال سلطة سياسي و فرهنگي غرب بر بخش عمدهاي از جهان حاضر، از طريق كنترل منابع جمعآوري خبر، صدور گسترده و انبوه فرآوردههاي فرهنگيِ برنامهريزي شده به سراسر جهان، مالكيت سازمانهاي انتشاراتي و خبرگزاريها، و برخورداري از وسايل و تجهيزات پيشرفته رسانهاي امكانپذير شده است. بسياري از صاحبنظران از سياستمداران جهان سومي گرفته تا انديشمندان غربي نظير هربرت شيلر آمريكايي و جرمي تانستال انگليسي و كارل نورد نستريج فنلاندي بر اين نكته اتفاقنظر دارند كه هنوز هم رسانههاي خبري جهان تحت تأثير و سلطة مستقيم چهار خبرگزاري عمدة غربي (رويتر، آسيوشيتدپرس، يونايتدپرس، فرانسپرس) قرار دارند كه ذاتاً امپرياليست هستند و در راستاي اهداف امپرياليستي غرب حركت ميكنند.
اينچنين است كه خبرگزاريها و رسانههاي جمعي غرب با اتكاء به قدرت تكنولوژيكي خود به ارائه چهرهاي مخدوش از برخي حكومتها، فرهنگها، اقوام، و يا اديان ميپردازند و به شكلي سيستماتيك در جهتدهي به افكار عمومي جهاني و شكلگيري عقايد و گرايشها و رفتارهاي موردنظر خود تلاش ميكنند. به عنون مثال، رسانههاي غربي طوري افكار عمومي جهان را كاناليزه و شرطي كردهاند كه بلافاصله پس از وقوع هر حادثة تروريستي، انفجار، ويا هواپيماربايي تمامي اذهان متوجه دخالت يك يا چند كشور از خاورميانه و يا گروهي از مسلمانان در اينگونه حوادث ميشوند. به همين دليل برخي از انديشمندان به شكل جدي بر خطرات ناشي از شكلگيري يك امپراطوري فرهنگي – رسانهاي از رهگذر فرآيند جهانيشدن تأكيد كردهاند؛ امپراطوري بزرگي كه ميتواند هويتهاي ملي، فرهنگي، ديني و اعتقادي ملتهاي تكنولوژيكي در بعد رسانهاي و ارتباطات مورد تهديد قرار دهد. برخي نيز خطر بروز يك جنگجهاني فرهنگی – اطلاعاتي را گوشزد كردهاند كه به دنبال گسترش تكنولوژيهاي رسانهاي در سراسر جهان و به خاطر مقاومت ملتها، قوميتها، و فرهنگها و اديان متعدد و متفاوت در برابر هجوم رسانهاي غرب، روزبهروز نزديكتر ميشود.
چند دهه پيش نيز مارشال مكلوهان كانادايي پيشبيني كرده بود “جنگهايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيلة تسليحات جنگي و در ميدانهاي نبرد نخواهند بود بلكه اين جنگها به دليل تصوراتي رخ خواهند داد كه رسانههاي جمعي به مردم القاء ميكنند.”
نكتهاي كه در اينجا بايد بدان اشاره كرد، مسألة سوءاستفاده رسانهها و خبرگزاريهاي غربي از بياعتمادي ملتهاي جهان سوم به حكومتهاي خودي و اطلاعات و اخبار توليدي آنهاست. در بسياري از كشورهاي جهان سوم كه داراي حكومتهاي غيرمردمي و غيردموكراتيك هستند، مطبوعات و رسانهها و خبرگزاريها به طرز ناشيانهاي به ابزارهاي تحميل عقيده و تغيير نگرشها تبديل شدهاند. بنابراين توليدات خبري و فرهنگي و تبليغات آنها نه تنها در خارج از مرزهاي آنها خريداري ندارد بلكه همانند ديگر محصولاتشان به علت فقدان كيفيت و جذابيت، در داخل كشور نيز طرفداري ندارد و مردم نسبت به آنها بيتوجه و بياعتمادند. البته بياعتمادي و دلزدگي مردم از توليدات خبري و فرهنگي هدايت شده توسط مجريان دستگاههاي حكومتي، ريشههاي تاريخي دارد؛ چرا كه اين ابزارها همواره در فضايي آكنده از اغراق، پنهانكاري، تقلب و تحريف واقعيتها و حقايق صرفاً در جهت بقاي حكومتگران و صاحب قدرت به كار گرفته شدهاند. در چنين فضايي است كه دستگاههاي رسانهاي از همين جو عدم اعتماد و بياعتمادي مردم نسبت به توليدات خبري و فرهنگي داخلي، وارد ميدان ميشوند تا با توليد اخبار و اطلاعات جذاب، متنوع و جديد، بازارهاي خبريِ كشورهاي جهان سوم را تسخير كنند و به تغيير نگرشها، و ذائقههاي فكري و فرهنگي مردم اين جوامع در راستاي منافع خود بپردازند.
البته در جوامع غربي با وجود ادعاي خصوصي بودن مطبوعات و خبرگزاريهاي عمده، توليد اطلاعات و انتشار اخبار مهم هم در انحصار و كنترل دولتها قرار دارد. مثال روشن در اين زمينه، ماجراي جنگ خليج فارس است كه طي آن براي مدتي نسبتاً طولاني جريان اخبار و اطلاعات به طور صريح و آشكاري تحت كنترل و نظارت دولتهاي غربي و به ويژه آمريكا قرار گرفت، سانسور خبري شديد حكمفرما شد و بسياري از انديشمندان غربي بياعتمادي خود را نسبت به خبرگزاريها و رسانههاي دنياي غرب اعلام كردند. در جريان همين جنگ بود كه بوش پدر توانست با تبليغات گسترده و مبارزه رسانهاي وسيع به افكار عمومي جهان القا كند كه وي صرفاً مجري قطعنامههاي سازمان ملل در مجازات حكومت عراق است و در اين اقدام، منافع خود را دنبال نميكند. اين تبليغاتِ گسترده در نهايت به انزواي عراق از نظر ديپلماتيك انجاميد. پس از جنگ خليج فارس اختلافات عمدهاي ميان برخي از رسانههاي آمريكا و پنتاگون دربارة تلاشهاي اين نهاد براي دستكاري كردن اخبار و اطلاعات و اقدام عمومي آن در دور نگهداشتن گزارشگران از نبرد زميني، بروز كرد.
بدينسان والتر ليپمن انديشمند معروف غربي معتقد است كه “تصاويري كه رسانههاي جمعي ارائه ميدهند غالباً ساختگي و گمراهكننده است”. در زمينة جعل واقعيتها و القاء باورها بايد به گفتة آنتوني اسميت نيز اشاره كرد كه ميگويد: “ما تصور ميكنيم بهاي اتومبيل ضرورتاً بايد در حال افزايش باشد و هيچكس را در اين رابطه مقصر نميدانيم در حالي كه اگر بهاي نفت افزايش يابد، حتماً آن را نتيجة خصومتورزي چند عرب خواهيم دانست.” پيرامون قدرت رسانهها و مؤسسات خبري در تغيير و انحراف افكار و يا تهييج احساسات به نمونة ديگري اشاره ميشود: اقدام شركت هيل و نولتون (Hill and nolton شركت آمريكايي تبليغات رسانهاي) استخدام شده توسط حاكمان بركنار شده كويت، در جريان تهاجم عراق به كويت باعث شد كه افكار عمومي آمريكا در جهت مداخله نظامي آن كشور در كويت آماده شود. شركت مذكور دختر 14 ساله سفير كويت در آمريكا را تعليم داد تا با گريهزاري در برابر نمايندگان كنگره آمريكا حاضر شده و مشاهدات عيني خود را از جنايات سربازان عراقي هنگام كشتار نوزادان تازه متولد شده در بيمارستانهاي كويت (به خاطر تاراج دستگاههاي آنكوباتور موجود در زايشگاهها) تشريح كند. در حالي كه اين دختر در زمان تجاوز عراق، اصلاً در كويت نبوده است.
به پایگاه اطلاع رسانی-دانشجویان کارشناسی (ترمی)روابط عمومی دانشگاه جامع علمی-کاربردی فرهنگ و هنر واحد1 مازندران خوش آمدید.